+ در بیست و پنج کیلومتری مرد قصه، ایستگاه چندم راه آهن. + ایام خجسته ای در کار نیست. + توی کارواش شیشه ی جلو می پاشید توی صورتت. + خیلی بی جهت تر از آنکه فکرش را بکنی من تمام هستی ام را در چشم بر + بیشتر از تمام قطع نشدن ها ترس را برای من جاده می شوی + بی سر و صدا بهشت را با خود به کجا می بری؟ + لامصب! پست مدرن بنویس جیگرت حال بیاد. + جیست در این آینه مگر که اینگونه در آن خیره شده ای؟ + نگفتم من تو را آیا به عشقت سخت بیمارم + Bang Bang (My Baby Shot Me Down)